مجتمعي

🌐 جامعه من

این واژه به معنای «اجتماعی، جمعی، مربوط به جامعه یا گردهمایی» است. بسته به بافت، می‌تواند صفتی برای چیزی باشد که به اجتماع مردم مربوط است، یا به معنای «به‌صورت جمعی / گروهی» فهمیده شود.

صفت (adjective)

📌 اجتماعی

📌 اشتراکی

📌 جامعه‌گرا

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جامعه

جمله سازی با مجتمعي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناقشوا السياسة الداخلية في اجتماع مجتمعي مع التركيز على قضايا الإسكان.

آنها در یک جلسه محلی درباره سیاست داخلی، با تمرکز بر مسائل مسکن، بحث کردند.

💡 العمل مجتمعي ناجح عندما يشعر الجميع بأنهم مسؤولون عن النتيجة نفسها.

کار جمعی زمانی موفق است که همه در قبال نتیجه یکسان احساس مسئولیت کنند.

💡 قرأتُ تقريرًا مجتمعي يتحدث عن دور الشباب في تقوية الروابط بين الأسر.

من یک گزارش محلی خواندم که در آن درباره نقش جوانان در تقویت پیوندهای خانوادگی صحبت شده بود.

💡 وهدفي في الحياة أن أتعلم باستمرار وأخدم مجتمعي بكل ما أستطيع.

هدف من در زندگی این است که پیوسته یاد بگیرم و با تمام وجودم به جامعه‌ام خدمت کنم.

💡 هذا المشروع مجتمعي ويعتمد على مشاركة السكان في تنظيف الشوارع وزراعة الأشجار.

این یک پروژه اجتماعی است و به مشارکت ساکنان در تمیز کردن خیابان‌ها و کاشت درختان متکی است.

💡 وجهتي في الحياة أن أتعلم باستمرار وأفيد مجتمعي بما أستطيع.

هدف من در زندگی یادگیری مداوم و مفید واقع شدن برای جامعه‌ام به هر طریقی است.

کلمات مرتبط