اراقبه

🌐 دارم تماشایش می‌کنم.

این شکل نیز احتمالاً به «مراقبه» یا «مراقبت» نزدیک است و می‌تواند به معنی «نظارت، زیر نظر داشتن، مراقبت‌کردن» باشد. اگر منظور عربیِ دقیق باشد، صورت درست ممکن است مراقبة یا أراقبه در بافت جمله باشد؛ اما در هر حال مفهوم کلی آن به مراقبت و نظارت برمی‌گردد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او را زیر نظر داشتن

📌 روی رادار من

جمله سازی با اراقبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أراقبهُ من بعيدٍ حتى أتأكدَ من وصولهِ سالمًا إلى البيتِ مساءً.

از دور مراقبش هستم تا مطمئن شوم که عصر به سلامت به خانه می‌رسد.

💡 أراقبهُ في الاجتماعاتِ لأفهمَ طريقةَ تفكيرهِ واتخاذهِ للقرار.

من او را در جلسات زیر نظر دارم تا طرز فکر و تصمیم‌گیری‌اش را بفهمم.

💡 أراقبهُ أثناءَ العملِ لأتأكدَ من تنفيذِ التعليماتِ بدقةٍ وهدوء.

من هنگام کار او را زیر نظر دارم تا مطمئن شوم که دستورالعمل‌ها با دقت و آرامش انجام می‌شوند.

کلمات مرتبط