اراقب

🌐 دارم تماشا می‌کنم.

یعنی «نظارت می‌کنم، مراقبت می‌کنم، زیر نظر دارم». این واژه به احتمال زیاد از ریشهٔ رقب است و به مفهوم مراقبت، رصد کردن و توجه داشتن دقیق به چیزی یا کسی اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مشاهده

📌 مانیتور

📌 تماشا کردن

جمله سازی با اراقب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقفتُ في مقات الشارع أراقب حركة السيارات عند الإشارة الحمراء.

گوشه خیابان ایستاده بودم و به ترافیک پشت چراغ قرمز نگاه می‌کردم.

💡 بقيتُ أراقب الطريق حني بني وصل الحافلـة.

تا رسیدن اتوبوس، همچنان جاده را تماشا می‌کردم.

💡 جلستُ قرب النافذة أراقب الساحة، لكنه لم يرىٰها بسبب المطر الغزير.

من نزدیک پنجره نشسته بودم و میدان را تماشا می‌کردم، اما او به خاطر باران شدید نمی‌توانست میدان را ببیند.

💡 في الحقيقة اود ان اراقب لدقيقة، اذا كان ذلك ممكناً

راستش، اگه امکانش هست، می‌خوام یه دقیقه نگاه کنم.

💡 وقفتُ عند صهاريج التخزين في الميناء أراقب العمال وهم يفرغون الشحنة.

من کنار مخازن ذخیره سازی در بندر ایستاده بودم و کارگران را که بار را تخلیه می کردند، تماشا می کردم.

💡 جلستُ أراقب الحديث بينهما من بعيدٍ دون أن أتدخل.

من از دور و بدون اینکه دخالت کنم، به تماشای مکالمه آنها نشستم.

کلمات مرتبط