متماثل
🌐 متقارن
صفت (adjective)
📌 متقارن
📌 مشابه
📌 یکسان
📌 هموزیگوت
📌 همولوگ
📌 تکتخمی
📌 به طور یکسان
جمله سازی با متماثل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هذا يخلق منحنى متماثل على جسمك العلوي والوسط.
این کار باعث ایجاد یک منحنی متقارن در بالاتنه و میانتنه شما میشود.
💡 صمَّمَ المهندسُ واجهتينِ متماثل الشكلِ لإعطاءِ المبنى مظهرًا متوازنًا.
مهندس دو نمای متقارن طراحی کرد تا به ساختمان ظاهری متعادل ببخشد.
💡 ال بد أن يكون ذلك اليوم هو الذي سأضع إشارة حمراء بإكس متماثل على كلمه واحده وهي تعبت
آن روز حتماً همان روزی است که روی کلمه «خسته» یک ضربدر قرمز میکشم.
💡 وصفَ الطبيبُ الحالةَ بأنَّ الأعراضَ متماثل لدى المريضينِ تقريبًا.
پزشک این بیماری را با علائم تقریباً یکسان در هر دو بیمار توصیف کرد.
💡 بدتِ التماثيلُ متماثل في الطولِ والهيئةِ وكأنها نُحتت من قالبٍ واحد.
مجسمهها از نظر قد و شکل یکسان به نظر میرسیدند، گویی از یک قالب واحد تراشیده شده بودند.
💡 تقدم العدّاؤون بإيقاع متماثل خلال الماراثون.
دوندگان در طول ماراتن با سرعت ثابتی پیش رفتند.