مترجمة

🌐 مترجم

صورت مؤنثِ «مترجم» است و به‌معنای «مترجم زن» یا «زنِ ترجمه‌کننده» می‌آید. بسته به جمله، ممکن است به خودِ عمل ترجمه‌شده نیز اشاره داشته باشد، اما رایج‌ترین معنی همان «مترجم زن» است.

اسم (noun)

📌 ترجمه

📌 مترجم

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ترجمه شده

جمله سازی با مترجمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قرأتُ روايةً كوريةً مترجمة إلى العربية واستمتعت بأسلوبها الأدبي الهادئ.

من یک رمان کره‌ای ترجمه شده به عربی خواندم و از سبک ادبی آرام آن لذت بردم.

💡 ‬كانت تحب تعلم‬ ‫اللغات كثيرا فبدأت تتعلم لكي تصبح مترجمة‪

او آنقدر عاشق یادگیری زبان‌ها بود که برای مترجم شدن شروع به یادگیری کرد.

💡 اشتريت روايه مترجمة لأنها لفتت انتباهي من الغلاف.

من یک رمان ترجمه شده خریدم چون از روی جلدش توجهم را جلب کرد.

💡 حضرت مترجمة فورية المؤتمر وساعدت المشاركين على التواصل بسهولة.

یک مترجم در کنفرانس حضور داشت و به شرکت‌کنندگان کمک کرد تا به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

💡 كانت مترجمة النصوص القانونية دقيقة في اختيار المصطلحات المناسبة.

مترجم متون حقوقی در انتخاب اصطلاحات مناسب دقت زیادی داشته است.

💡 في المكتبة، وجدتُ عناة رواية مترجمة بأسلوب بسيط ومؤثر.

در کتابخانه، رمان «آنات» را پیدا کردم که با سبکی ساده و تأثیرگذار ترجمه شده بود.

💡 قرأت الفتاة رواية يابانية مترجمة إلى العربية الأسبوع الماضي.

دختر هفته‌ی پیش یک رمان ژاپنی ترجمه‌شده به عربی را خواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران