مترجم، ترجمان
🌐 مترجم، مفسر
هر دو واژه بهمعنای «مترجم» هستند، اما «ترجمان» بیشتر حالت ادبیتر و کلاسیکتر دارد و گاهی به کسی گفته میشود که واسطه انتقال معنا میان دو زبان است. «مترجم» صورت رایجتر و امروزیتر است.
جمله سازی با مترجم، ترجمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتاجت الندوة إلى مترجم، ترجمان يفهم المصطلحات التقنية والسياسية.
سمینار به یک مترجم شفاهی نیاز داشت، مترجمی که اصطلاحات فنی و سیاسی را بفهمد.
💡 كان مترجم، ترجمان السفارة يرافق الوفد في كل الاجتماعات الرسمية.
مترجم و مترجم سفارت، هیئت را در تمام جلسات رسمی همراهی میکردند.
💡 عمل مترجم، ترجمان المحكمة على توضيح أقوال الشهود بدقة شديدة.
کار مترجم دادگاه این بود که اظهارات شهود را با دقت فراوان روشن کند.