ليهرب
🌐 فرار کردن.
فعل (verb)
📌 دور شدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فرار کردن
جمله سازی با ليهرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لن تكون المرة الأولى التي عبر فيها أحدهم الحدود ليهرب من المشاكل
این اولین باری نیست که کسی برای فرار از مشکلات از مرز عبور میکند.
💡 لقد وفرتي لهُ الوقت ليهرب برفقة أبنتكِ.
تو بهش فرصت دادی که با دخترت فرار کنه.
💡 الموظف المزعج تمنى لو كان هناك زاوية هادئة ليهرب من الضوضاء.
کارمند مزاحم آرزو کرد که کاش گوشه دنجی وجود داشت تا از سر و صدا فرار کند.
💡 حاول الرجل أن ليهرب من الزحام قبل أن تبدأ الأمطار الغزيرة.
این مرد سعی کرد قبل از شروع باران شدید از میان جمعیت فرار کند.
💡 قرر السجين أن ليهرب عندما سنحت له فرصة قصيرة في الليل.
زندانی وقتی فرصت کوتاهی در طول شب پیدا کرد، تصمیم به فرار گرفت.
💡 أسرع الشاب إلى الباب ليهرب من الموقف المحرج الذي وجد نفسه فيه.
مرد جوان برای فرار از وضعیت شرمآوری که در آن گرفتار شده بود، به سمت در دوید.