ليفجر

🌐 لیوگر

«لِیَفجُر» از ریشهٔ «فجر» می‌آید و بسته به بافت، می‌تواند به معنی «تا بشکافد، تا از حد بگذرد، تا سرکشی و گناه کند» باشد. در متون عربی «فجور» بیشتر به معنای خروج از راه درست و ارتکاب گناه است. ترجمهٔ کلی: «تا از حدود بگذرد / نقض و سرکشی کند».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دمیدن

جمله سازی با ليفجر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أسفل هذه الطاولة يوجد جهاز تفجير كبير كفاية ليفجر هذا المطعم عن بكرة أبيه.

زیر این میز یک چاشنی به اندازه کافی بزرگ هست که کل این رستوران را منفجر کند.

💡 انتظر الخبراء اللحظة المناسبة ليفجر الشحنة بأمان بعيدًا عن السكان.

کارشناسان منتظر لحظه مناسب بودند تا محموله را به دور از دسترس مردم منفجر کنند.

💡 أُمر الفريق الخاص أن يتقدم ليفجر الصخرة الكبيرة التي أغلقت الطريق.

به تیم ویژه دستور داده شد که پیشروی کنند و سنگ بزرگی را که جاده را مسدود کرده بود، منفجر کنند.

💡 شعرنا أنه جاهز ليفجر نفسه في أي لحظة.

احساس کردیم که او هر لحظه آماده است تا خودش را منفجر کند.

💡 جلس المهندس قرب السد ليفجر المتفجرات في الموضع المحدد.

مهندس نزدیک سد نشست تا مواد منفجره را در محل تعیین شده منفجر کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران