ليبدو

🌐 ظاهر شدن

این واژه از فعل «بدو / يبدو» به معنای «ظاهر شدن، به نظر رسیدن» است. «ليبدو» یعنی «باید ظاهر شود» یا «تا به نظر برسد»، و در جمله می‌تواند برای بیان پیدایش، نمایان شدن یا چنین به نظر آمدن به کار رود.

فعل (verb)

📌 ظاهر شدن

📌 به نظر رسیدن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نگاه کردن

جمله سازی با ليبدو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أرصع الحرفيُّ الخاتمَ بالأحجار الكريمة ليبدو أكثر جمالًا.

صنعتگر، انگشتر را با سنگ‌های قیمتی تزئین کرد تا زیباتر به نظر برسد.

💡 حرص المصور على الإضاءة حتى ليبدو المشهد واضحًا وجميلًا في الصورة.

عکاس به نورپردازی توجه زیادی داشته تا صحنه در عکس واضح و زیبا به نظر برسد.

💡 رتبت الأم الغرفة جيدًا حتى ليبدو البيت أنيقًا قبل وصول الضيوف.

مادر اتاق را به خوبی مرتب کرد تا خانه قبل از رسیدن مهمان‌ها مرتب به نظر برسد.

💡 اختارَ الفريقُ شعارًا فيه بلو واضحٌ ليبدو أكثرَ عصريةً وتميّزًا.

این تیم لوگویی با پس‌زمینه آبی شفاف انتخاب کرد تا مدرن‌تر و متمایزتر به نظر برسد.

💡 حاول المتحدث أن يبتسم كي ليبدو هادئًا أمام الجمهور.

گوینده سعی کرد لبخند بزند تا در مقابل حضار آرام به نظر برسد.

💡 ارتدى اللاعبُ القميصَ ٱلاسودَ في المباراةِ النهائيةِ ليبدو أكثرَ تميّزًا أمامَ الجمهور.

این بازیکن در مسابقه فینال پیراهن مشکی پوشید تا در مقابل تماشاگران متمایزتر به نظر برسد.

💡 رتبت الأم غرفة الضيوف بشكل وزينا، وأضافت الزهور على الطاولة ليبدو المكان أجمل.

مادر اتاق مهمان را به شیوه‌ای زیبا چید و گل‌هایی را به میز اضافه کرد تا آن مکان زیباتر به نظر برسد.

💡 يحتاج الجدار القديم إلى كَلْس جديد ليبدو أنظف وأكثر تماسكًا بعد المطر.

دیوار قدیمی برای اینکه بعد از باران تمیزتر و محکم‌تر به نظر برسد، به دوغاب سفید تازه نیاز دارد.

💡 في الصورة المنشورة، ظهر وجهه علی نحو الضوء ليبدو أوضح وأكثر إشراقًا.

در عکس منتشر شده، چهره او در نور نمایان شده تا واضح و روشن‌تر به نظر برسد.

💡 عربن الفريقُ اسمَ المشروع ليبدو أكثر قربًا من الناس.

تیم، نام پروژه را عربی کرد تا برای مردم قابل فهم‌تر به نظر برسد.

کلمات مرتبط