لوجهه

🌐 چهره‌اش

این صورت نیز از ریشه‌ی «وجه» می‌آید و ممکن است به معنای «برای چهره‌اش / به سوی او / برای او» باشد، اگر به‌صورت پیوسته در جمله آمده باشد. اما به‌تنهایی واژه‌ای مستقل و تثبیت‌شده نیست و نیاز به بافت دارد.

اسم (noun)

📌 چهره اش

جمله سازی با لوجهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نظرَتِ الأمُّ لوجهه بقلقٍ عندما لاحظتْ عليهِ علاماتِ التعبِ بعدَ يومٍ طويلٍ من العملِ.

مادر وقتی بعد از یک روز کاری طولانی، علائم خستگی را در او دید، با نگرانی به چهره‌اش نگاه کرد.

💡 اقتربَ الطبيبُ لوجهه ليفحصَ درجةَ حرارتِه ويتأكدَ من سلامةِ حالتهِ الصحيةِ.

دکتر به صورتش نزدیک شد تا دمای بدنش را چک کند و از سلامتش مطمئن شود.

💡 كان لوجهه توهج صحي بعد قضاء الوقت في الخارج.

صورتش بعد از گذراندن وقت در فضای باز، درخششی سالم داشت.

💡 تحدثَ المعلمُ لوجهه بصوتٍ هادئٍ ليشجّعهُ على مواصلةِ الدراسةِ وعدمِ الاستسلامِ.

معلم با صدای آرامی با او صحبت کرد تا او را به ادامه تحصیل و تسلیم نشدن تشویق کند.

💡 ‬أمرته بإعادة‬ ‫القناع لوجهه ثم ألقيت نظرة على جسده ورحت أفكر في ماذا سأفعل؟

به او دستور دادم ماسک را دوباره روی صورتش بگذارد، سپس به بدنش نگاه کردم و شروع کردم به فکر کردن در مورد اینکه چه کار کنم.

💡 كان لوجهه صفة معينة تستحق اللكم، جعلت من الصعب مقاومة مضايقته.

چهره‌اش حالتی داشت که شایسته‌ی مشت بود و همین مقاومت در برابر آزار و اذیتش را دشوار می‌کرد.

کلمات مرتبط