لوالد
🌐 برای پدر
جمله سازی با لوالد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشتكى لوالد من التعب بعد يوم طويل في العمل.
او به پدرش از خستگی پس از یک روز طولانی کاری شکایت کرد.
💡 قال لوالد إنه سيعود مبكرًا ليحضر حفلة المدرسة.
او به پدرش گفت که برای شرکت در جشن مدرسه، زود برمیگردد.
💡 ولدت يتيمة لوالد ال أتذكر أي لحظة جمعتني به مطلقا
من یتیم به دنیا آمدم، از پدری که هرگز به یاد نمیآورم هرگز با من بوده باشد.
💡 أنتبه الجندي لصمته فقدمه لوالد متارا وابنته: «هذا األمري رسجون
سرباز متوجه سکوت او شد و او را به پدر و دختر ماتارا معرفی کرد: «ایشان امیر راسگون هستند.»
💡 ظننتِ إنّ إستنكار... فعل البلدة لما حدث لوالد (زاك... (سبرينغر (قدْ ينقذ والدة (لوك بطريقة ما
فکر میکردی محکومیت اتفاقی که برای پدر زک اسپرینگر افتاده، ممکن است به نحوی مادر لوک را نجات دهد.
💡 ذهبتُ مع لوالد إلى المستشفى صباحًا لإجراء الفحوصات اللازمة.
صبح به همراه پدرم به بیمارستان رفتم تا آزمایشهای لازم را انجام دهم.