للوقوف

🌐 ایستادن

یعنی «برای ایستادن» یا «برای توقف». الوقوف از ریشهٔ «و-ق-ف» است و به ایستادن، توقف کردن، یا درنگ کردن اشاره دارد. در کاربردهای رسمی یا دینی هم می‌تواند معنای «برای وقوف / حضور» بدهد.

فعل (verb)

📌 برای ایستادن

📌 برای تعیین

📌 برای شناسایی

📌 برای پی بردن به

جمله سازی با للوقوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫عيني‬ ‫شعرت بالحافلة تنعطف يمينا للوقوف في محطّة االستراحة الثّانية‪

چشمم به اتوبوسی افتاد که به سمت راست می‌پیچید تا در دومین ایستگاه توقف کند.

💡 قبل الصلاة، فٱطهروا من النجاسةِ وتهيؤوا للوقوف بين يدي الله.

قبل از نماز، خود را از آلودگی پاک کنید و برای ایستادن در پیشگاه خداوند آماده شوید.

💡 ‬حتننى قادتننه‬ ‫أقدامه للوقوف على أعتاب ذلك الساحر الذي كثي ًرا ما سخر منه‪

پاهایش او را به آستانه‌ی درِ خانه‌ی آن جادوگری کشاند که بارها او را مسخره کرده بود.

💡 إرث الشهيد يستمر في إلهام الأجيال للوقوف من أجل العدالة.

میراث این شهید همچنان الهام‌بخش نسل‌ها برای ایستادگی در راه عدالت است.

💡 انظروا، آرثر، أنا لم أحتاج لك للوقوف بالنسبة لي.

ببین آرتور، من نیازی نداشتم که تو از من دفاع کنی.

💡 كان الجلوس حجرة الاجتماع ضيقًا، لذلك اضطر بعض الحضور للوقوف جانبًا.

اتاق جلسه تنگ بود، بنابراین برخی از شرکت‌کنندگان مجبور شدند در کناری بایستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران