لعفو

🌐 بخشش

«عفو» یعنی بخشش، گذشت، یا چشم‌پوشی از خطا. وقتی با «لـ» بیاید، ممکن است معنای «برای بخشش» یا «به‌خاطر عفو» بدهد. در متون دینی و ادبی عربی، «عفو» بسیار پرکاربرد است و هم به بخشیدن گناه اشاره می‌کند و هم به گذشتن از خطا و مجازات. پس ترجمه‌ی فارسی آن معمولاً «بخشش» یا «گذشت» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عفو

جمله سازی با لعفو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اختار القاضي طريق لعفو في القضية تقديرًا للظروف.

قاضی با توجه به شرایط، در این پرونده، مسیر عفو را انتخاب کرد.

💡 وقالت عائلات هؤلاء انهم رفضوا تقديم طلبات لعفو رئاسي لانهم لا يريدون اضفاء اي شرعية على المحاكمات برمتها.

خانواده‌های این مردان گفتند که از ارائه درخواست عفو ریاست جمهوری خودداری کردند زیرا نمی‌خواستند کل محاکمه را مشروعیت بخشند.

💡 بينما (روجر كلينتون كان يتشدّق لعفو رئاسيّ)

در حالی که راجر کلینتون از عفو ریاست جمهوری لاف می‌زد

💡 طلب السجين لعفو ملكي بعد قضاء سنوات في السجن.

این زندانی پس از گذراندن سال‌ها در زندان، درخواست عفو سلطنتی کرد.

💡 نادى الأب أبناءه لعفو بعضهم عن بعض بعد الشجار.

پدر پس از دعوا، پسرانش را به بخشش یکدیگر فراخواند.

💡 لكن لم يتطرق البيان لعفو محتمل عن زعماء الاحتجاجات المعتقلين.

با این حال، در این بیانیه به عفو احتمالی رهبران بازداشت‌شده اعتراضات اشاره‌ای نشده است.

کلمات مرتبط