لخدمته
🌐 برای خدمت به او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 به پاس خدمتش
📌 به او خدمت کردن
📌 به خدمت او
📌 برای خدمت به او
📌 به پاس خدماتش به
جمله سازی با لخدمته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أعطى الجرسون بعض البقشيش لخدمته الممتازة.
به پیشخدمت به خاطر خدمات عالیاش انعام داده شد.
💡 أرسلوا له مساعدًا لخدمته في ترتيب الملفات والمواعيد.
آنها برای او دستیاری فرستادند تا در تنظیم پروندهها و قرار ملاقاتها به او کمک کند.
💡 عاد الموظف مبكرًا لخدمته في القسم الجديد.
کارمند زودتر از موعد به پست خود در بخش جدید بازگشت.
💡 منح من قبل القائد العام في رئيس الثناء لخدمته جليلة 2001
دریافت نشان تقدیر ریاست جمهوری به پاس خدمات برجسته، از فرمانده کل قوا، سال ۲۰۰۱
💡 عادةً ما أعطي شاب التعبئة بقشيش لخدمته الممتازة في المتجر.
من معمولاً به پسر بستهبندی به خاطر خدمات عالیاش در فروشگاه انعام میدهم.
💡 بقي الحارس قرب الباب لخدمته طوال الليل عند الحاجة.
نگهبان نزدیک در میایستاد تا در صورت نیاز، تمام شب به او خدمت کند.