لحم

🌐 گوشت

«لَحْم» در عربی به‌معنای «گوشت» است؛ یعنی بافت خوراکی بدن حیوان یا انسان. این واژه هم برای گوشت خام و هم به‌طور کلی برای بخش گوشتی بدن به‌کار می‌رود. در کاربردهای روزمره، بیشتر به گوشت حیوانات برای مصرف غذایی اشاره دارد.

اسم (noun)

📌 گوشت

📌 استیک

📌 جوشکاری

فعل (verb)

📌 جوش

اسم / فعل (noun / verb)

📌 گوشت

جمله سازی با لحم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الحفل العائلي، قُدّمت کرة لحم مع الخبز والسلطة والبطاطا المقلية.

در مهمانی خانوادگی، کوفته قلقلی با نان، سالاد و سیب‌زمینی سرخ‌کرده سرو می‌شد.

💡 في المطعم الشعبي، كان لحم المشويّ يُقدَّم مع الخبز الساخن والسلطة والصلصات المنزلية.

در رستوران محبوب، گوشت کبابی با نان داغ، سالاد و سس‌های خانگی سرو می‌شد.

💡 قدّم النادل دورق من النبيذ الاحمر مع لحم العشاء.

پیشخدمت یک پارچ شراب قرمز همراه با گوشت شام سرو کرد.

💡 طلبتُ من المطعم طبقًا من کرة لحم مع الأرز والصلصة الحارة.

من از رستوران یک خوراک کوفته قلقلی با برنج و سس تند سفارش دادم.

💡 ‬أو مثل لحم ن ّ‬ ‫تحت نار هادئة حتى يشبّ إلى منتهى لذته‪.

یا مانند گوشتی که با شعله ملایم پخته شود تا به اوج خوشمزگی خود برسد.

💡 أعدّت أمي کرة لحم شهية للعشاء، وكانت رائحتها جميلة في المطبخ كله.

مادرم برای شام یک کوفته قلقلی خوشمزه درست کرد و بوی فوق‌العاده‌اش در تمام آشپزخانه پیچیده بود.

💡 اشترت العائلةُ لحم ًا طازجًا من السوق لتحضير غداءٍ تقليدي يجمع أفرادها بعد غيابٍ طويل.

خانواده از بازار گوشت تازه خریدند تا ناهار سنتی‌ای آماده کنند که آنها را پس از مدت‌ها دوری دور هم جمع کند.

کلمات مرتبط