لحل

🌐 برای حل کردن

این صورت احتمالاً از «حلّ» است و می‌تواند به معنی «گشودن، حل کردن، برطرف کردن، فرود آمدن / فرود آوردن» باشد. در فارسی، «حل» بیشتر در معنای «باز کردن گره، حل مسئله، رفع مشکل» شناخته می‌شود.

جمله سازی با لحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعاون المعلم مع أهليهم لحل المشكلة بسرعة وهدوء.

معلم با والدین آنها همکاری کرد تا مشکل را سریع و با آرامش حل کنند.

💡 اختلف الطلاب حول أفضل طريقة لحل المسألة الرياضية.

دانش‌آموزان در مورد بهترین راه حل مسئله ریاضی اختلاف نظر داشتند.

💡 لا ينبغي استخدام الإهانات في النقاش، لأن الحوار الهادئ أفضل لحل الخلافات.

در بحث ها نباید از توهین استفاده کرد، زیرا گفتگوی آرام برای حل اختلافات بهتر است.

💡 توسط المعلم بين الطالبين لحل الخلاف بهدوء.

معلم بین دو دانش آموز میانجیگری کرد تا اختلاف به آرامی حل شود.

💡 يحتاج المجتمع إلى االنخراط الجماعي لحل مشكلاته بشكل فعّال ومستدام.

جامعه برای حل مشکلات خود به طور مؤثر و پایدار به مشارکت جمعی نیاز دارد.

💡 حاول الموظف البحث عن سبيال قانوني لحل الخلاف بين الطرفين.

کارمند تلاش کرد تا راهی قانونی برای حل اختلاف بین دو طرف پیدا کند.

💡 فتح المدير سبيل الحوار مع الموظفين لحل المشكلات بهدوء.

مدیر، کانالی برای گفتگو با کارمندان باز کرد تا مشکلات را با آرامش حل کند.

💡 يعتمد بعض الناس على شفاعة الأشخاص المؤثرين لحل مشكلاتهم بسرعة.

برخی افراد برای حل سریع مشکلاتشان به وساطت افراد بانفوذ تکیه می‌کنند.

💡 تواصلت عاملة الشركة مع العملاء لحل مشكلة الحجز.

کارمند شرکت برای حل مشکل رزرو با مشتریان تماس گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران