لحا

🌐 ریش

«لحا» در عربی می‌تواند صورت کوتاه‌شده یا ناقصِ واژه‌ای مرتبط با «لِحى» یا «لِحاء» باشد، اما به‌تنهایی واژه‌ای بسیار رایج و روشن نیست. در برخی زمینه‌ها ممکن است به «پوست درخت» یا «چیزی شبیه پوسته / قشر» نزدیک باشد، ولی این وابسته به ضبط دقیق واژه است. بدون حرکت و زمینه، معنی قطعی برای آن دشوار است.

فعل (verb)

📌 سرزنش کردن

جمله سازی با لحا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 طلب الحلاق من الزبون أن يعتني بـ لحا بشكل منتظم حتى تبدو مرتبة دائمًا.

آرایشگر از مشتری خواست که مرتباً به ریشش رسیدگی کند تا همیشه مرتب به نظر برسد.

💡 ‬ولما اطمأنت إلى‬ ‫اتجهت إلى َ‬ ‫قوة النار وضعت عليه اإلناء الكبير الممتلئ لحا ّفته بالماء ثم ذهبت إلى‬ ‫المطبخ‪.

وقتی از قدرت آتش مطمئن شد، قابلمه بزرگ پر از آب را روی آن گذاشت و سپس به آشپزخانه رفت.

💡 وقف الرجل وقد غطت لحا وجهه بالكامل، فبدا أكبر سنًا وأكثر وقارًا.

مرد در حالی که ریشش تمام صورتش را پوشانده بود، ایستاده بود و او را مسن‌تر و باوقارتر نشان می‌داد.

💡 اهتمّ المصور بتفاصيل لحا الممثل لأنها كانت جزءًا من شخصيته في الفيلم.

عکاس به جزئیات ریش این بازیگر توجه کرده است زیرا ریش او بخشی از شخصیتش در فیلم بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران