لتعجل

🌐 عجله کردن.

از ریشه «عجل» است و به معنای «شتاب کنی»، «عجله کنی» یا «تا سرعت بگیری» می‌آید. این فعل برای بیان سرعت در انجام کار یا زود انجام دادن چیزی استفاده می‌شود. در برخی موارد می‌تواند بار منفی داشته باشد، یعنی کاری را بدون تأمل و با شتاب انجام دادن.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عجله

جمله سازی با لتعجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سارع الموظف إلى البريد لتعجل إرسال المستندات قبل إغلاق الدائرة.

کارمند با عجله به سمت صندوق پستی رفت تا قبل از تعطیلی بخش، ارسال مدارک را تسریع کند.

💡 لا تتخذ قرارًا مهمًا قبل أن تفكر جيدًا، حتى لا لتعجل الندم لاحقًا.

قبل از اینکه خوب فکر کنید و تصمیم مهمی بگیرید، آن را قطعی نکنید تا بعداً پشیمان نشوید.

💡 حاول ألا تتحدث بسرعة كبيرة لتعجل الفهم على المستمعين في المحاضرة.

سعی کنید خیلی سریع صحبت نکنید تا در سخنرانی، درک شنوندگان را با عجله مواجه نکنید.

کلمات مرتبط