لتحاول

🌐 امتحان کردن

از ریشه حاول است و یعنی «تا تلاش کنی، تا سعی کنی، تا درصدد باشی». این واژه بر کوشش برای انجام کاری یا رسیدن به هدفی دلالت دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای تلاش کردن

📌 تلاش برای

📌 تلاش کردن و

جمله سازی با لتحاول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت تروح نفسها لتحاول أن تبرد من الحرارة الرطبة الخانقة.

او سعی می‌کرد خودش را از گرمای خفه‌کننده و مرطوب خنک کند.

💡 استخدمت يدي والمراحيض لتحاول الوصول إلى أعلى.

از دست‌هایم و کاسه توالت استفاده کردم تا سعی کنم به ارتفاع بالاتری دست پیدا کنم.

💡 إذا واجهت صعوبة، لتحاول أن تسأل زميلًا أكثر خبرة في الموضوع.

اگر با مشکلی مواجه شدید، سعی کنید از همکاری که در آن موضوع باتجربه‌تر است، بپرسید.

💡 رفضت زيتا في البداية الطلب، ولكن تم إقناعها في النهاية لتحاول مرة.

زتا در ابتدا این درخواست را رد کرد، اما در نهایت متقاعد شد که دوباره امتحان کند.

💡 لا تستسلم سريعًا، بل لتحاول مرة أخرى حتى تصل إلى النتيجة التي تريدها.

خیلی زود تسلیم نشوید، بلکه دوباره تلاش کنید تا به نتیجه دلخواهتان برسید.

💡 نصحها المعلم أن لتحاول حل المسألة بنفسها قبل أن تنظر إلى الإجابة.

معلم به او توصیه کرد که قبل از نگاه کردن به پاسخ، خودش سعی کند مسئله را حل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران