لباقي

🌐 برای بقیه

«لباقي» به‌صورت رایج، واژه‌ای معیار و مشهور در عربی فصیح نیست؛ اما از نظر ساخت، ممکن است به چیزی مرتبط با «لباقة» یا به صورت نسبت‌داده‌شده به آن فهمیده شود. در برخی کاربردها می‌تواند به معنای «ظریف، مؤدب، خوش‌رفتار» یا «دارای لباقة» برداشت شود، ولی این شکل به‌تنهایی بسیار نادر است. اگر در متن خاصی آمده باشد، باید بافت جمله بررسی شود تا معنای دقیقش روشن شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برای بقیه

📌 برای باقی مانده

📌 برای باقیمانده از

جمله سازی با لباقي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬لم يستمع قاسم لباقي ثرثرته‬ ‫فقد هوى قلبه وتجمد عقله عند كلمة خطيبتى فقال‬ ‫بقلب منخلع‪:‬خطيبتك مين‪.

قاسم به بقیه‌ی حرف‌های او گوش نداد، چون با شنیدن کلمه‌ی «نامزدم» دلش فرو ریخت و ذهنش قفل کرد. با دلی شکسته پرسید: «نامزدت کیست؟»

💡 ‬عندما َّ‬ ‫وفي مشهد َ‬ ‫الحمام الكبير لباقي الزمالء‪

وقتی، در صحنه‌ی حمام بزرگ برای بقیه‌ی همکاران

💡 سألتُ المديرَ عن لباقي المبلغِ بعدَ دفعِ الفاتورةِ الأولى.

از مدیر در مورد مبلغ باقی مانده پس از پرداخت اولین صورتحساب پرسیدم.

💡 حسبَ السائقُ لباقي الأجرةِ قبلَ أن يغادرَ الزبونُ السيارةَ.

راننده قبل از اینکه مشتری ماشین را ترک کند، کرایه باقیمانده را محاسبه کرد.

💡 ‬و من ثم أكمل ما‬ ‫تبقى منه و كانت قصصا لباقي الملوك الذين كانوا يحكمون هذه البالد‪

سپس بقیه آن را تکمیل کرد و آن داستان‌هایی از پادشاهان دیگر بود که بر این سرزمین حکومت می‌کردند.

💡 ‬دعنا ننظر لباقي الصور قد نجد شيئًا ما‬ ‫مرتبطا ً يدلنا على ماهية اعتقادهم‪.

بیایید به بقیه تصاویر نگاه کنیم؛ شاید چیزی مرتبط پیدا کنیم که به ما بگوید آنها به چه چیزی اعتقاد دارند.

💡 احتفظَ التاجرُ ب لباقي النقودِ في الدرجِ الصغيرِ.

تاجر بقیه پول را در کشوی کوچک نگه داشت.

کلمات مرتبط