لاق

🌐 لاک

«لاق» واژه‌ای کوتاه و کم‌کاربرد است و در برخی استعمال‌ها به معنای «چسبیدن، آویزان شدن، یا ملازم شدن» آمده است. بسته به متن، می‌تواند معنایی نزدیک به «چسبید» یا «آویخت» داشته باشد، اما به‌تنهایی واژه‌ای رایج و روشن در عربیِ امروزی نیست و بیشتر در متون لغوی یا کهن دیده می‌شود.

فعل (verb)

📌 کسی شدن

📌 کت و شلوار

جمله سازی با لاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قالَ المدير إن القرار لاق بظروف الشركة الحالية ولا بد من تطبيقه سريعًا.

مدیر گفت که این تصمیم با شرایط فعلی شرکت مناسب است و باید به سرعت اجرا شود.

💡 جلسَ المسافرُ عند الباب لأنه لاق بالمكان الضيق ولم يجد مقعدًا مناسبًا.

مسافر کنار در نشست چون در جای تنگی بود و جای مناسبی پیدا نکرد.

💡 لم يكن هذا الحل لاق للمشكلة، لذلك اقترحَ المهندسُ بديلًا أكثر فاعلية.

این راه حل برای مشکل مناسب نبود، بنابراین مهندس جایگزین مؤثرتری را پیشنهاد کرد.

کلمات مرتبط