كوي

🌐 پرس کننده

اگر «كوي» با فتحه یا ضمهٔ خاص مدنظر باشد، در عربی می‌تواند به‌صورت «کوی» در معنای محله، گذر یا بخش کوچکی از شهر فهمیده شود، هرچند شکل رایج‌تر آن در فارسی است. در عربی محاوره‌ای هم گاهی برای اشاره به محل یا کوچه به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کوی

📌 اتو کردن

📌 کوئی

📌 پرس گرم

جمله سازی با كوي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تأكد من كوي القماش بعناية للحصول على أفضل النتائج.

برای بهترین نتیجه، حتماً پارچه را با دقت اتو کنید.

💡 استخدام آلة الكي بالبخار يجعل كوي الملابس أسرع وأكثر كفاءة.

استفاده از اتو بخار باعث می‌شود لباس‌ها سریع‌تر و کارآمدتر اتو شوند.

💡 شرحَ الموظفُ كيف يعمل كوي داخل النظام الإلكتروني الحديث.

کارمند توضیح داد که کوی چگونه در سیستم الکترونیکی مدرن کار می‌کند.

💡 ‫قالها وجوذ أوراقوه مون كفوي بسورعة‪ ,‬وابتعود عنوي كوي ال ألوح‬ ‫عليه‪.

این را گفت، و مدارکش را سریع در جیبش گذاشت، و از من دور شد، بدون اینکه به من دست تکان دهد.

💡 بعد التجربة الأولى، أصبح كوي جزءًا أساسيًا من العمل اليومي.

پس از اولین تجربه، کووی به بخش اساسی کار روزانه تبدیل شد.

💡 استخدمَ كوي هذه الأداة في المشروع الجديد لأنه وجدها سهلة وفعّالة.

کوی از این ابزار در پروژه جدید استفاده کرد زیرا آن را آسان و مؤثر یافت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران