کلو
🌐 کلو
این واژه در عربی فصیح بهصورت مستقل رایج نیست و بیشتر ممکن است صورتِ لهجهای، اشتباه املایی، یا بخشی از کلمهٔ دیگر باشد. در برخی لهجهها یا نوشتار محاورهای ممکن است به «کلّه» یا «كلّو» نزدیک باشد و معنی «همهاش» یا «همهٔ آن» بدهد، اما بدون جملهٔ کامل نمیتوان با قطعیت معنا داد. بنابراین این مورد را باید نادقیق و وابسته به بافت دانست.
جمله سازی با کلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال الطبيبُ إن کلو يحتاجُ إلى متابعةٍ دقيقةٍ خلالَ الأسبوعينِ القادمين.
دکتر گفت که کلوئی باید طی دو هفته آینده از نزدیک تحت نظر باشد.
💡 وجدنا أن کلو كان جاهزًا قبلَ السفرِ، فلم نحتجْ إلى شراءِ شيءٍ إضافي.
ما متوجه شدیم که کلو قبل از سفر آماده است، بنابراین نیازی به خرید چیز اضافی نداشتیم.
💡 شرحَ السائقُ أن کلو يعملُ بشكلٍ طبيعيٍّ بعدَ الصيانةِ الأخيرةِ.
راننده توضیح داد که کلو پس از تعمیر و نگهداری اخیر، به طور عادی کار میکرد.