عطو
🌐 اتو
اسم (noun)
📌 اتو
جمله سازی با عطو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولاحظ السيد عثمان عطو أنه مسؤول، في منطقة مقديشو التابعة له، عن إدارة مدارس تعليم القرآن وعن حفر آبار المياء.
آقای عثمان عطو خاطرنشان کرد که در منطقه خود در موگادیشو، مسئول مدیریت مدارس قرآنی و حفر چاههای آب بوده است.
💡 بدتْ الطفلةُ عطوًا حينَ ساعدتْ زميلتَها وسلّمتها دفاترَها دونَ تردّدٍ.
وقتی کودک به همکلاسیاش کمک کرد و بدون هیچ تردیدی دفترچههایش را تحویل داد، مهربان به نظر میرسید.
💡 وصفهُ المديرُ بأنّهُ شخصٌ عطوٌ يقدّمُ العونَ دونَ أن ينتظرَ مقابلًا.
مدیر او را فردی سخاوتمند توصیف کرد که بدون انتظار هیچ چیز در عوض، کمک میکند.
💡 كانَ الرجلُ عطوًا في معاملتِه مع الجيرانِ، لذلكَ أحبّ الجميعُ التحدّثَ إليه.
آن مرد در برخورد با همسایهها مهربان بود، برای همین همه از صحبت کردن با او لذت میبردند.