کشفه
🌐 او فاش کرد
«کشفه» یعنی: «او آن را آشکار کرد» یا «پرده از آن برداشت». در اینجا «ـه» ضمیر مفعولیِ مفرد مذکر است و به «آن را» برمیگردد. پس از نظر معنایی، این فعل نشان میدهد فاعل چیزی پنهان را برملا یا نمایان کرده است.
جمله سازی با کشفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قرأ الطبيب کشفه ثم شرح للمريض النتائج ببساطة ووضوح.
پزشک گزارش خود را خواند و سپس نتایج را به سادگی و واضح برای بیمار توضیح داد.
💡 سلم الموظف کشفه إلى الإدارة بعد أن انتهى من إعداد الملاحظات.
کارمند پس از اتمام تهیه یادداشتها، گزارش خود را به مدیریت تحویل داد.
💡 احتفظ المحقق کشفه في الملف حتى يعود إليه لاحقًا.
بازپرس یافتههای خود را در پرونده نگه داشت تا بعداً بتواند به آنها مراجعه کند.