کشفت

🌐 فاش کردم.

«کَشَفْتُ» یا در ضبطِ ساده «کشفْت» یعنی: «من آشکار کردم، برملا کردم، پرده برداشتم»؛ و از نظر صرفی، فعل ماضیِ متکلم وحده از ریشهٔ «کشف» است. این فعل می‌تواند در معنای فیزیکی هم به کار رود، مانند کنار زدن پوشش، و در معنای معنوی / ذهنی هم مثل آشکار کردن حقیقت یا راز.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آشکار شد

📌 رونمایی شد

📌 آشکار کردن

📌 در معرض

📌 کشف نشده

📌 پیدا شد

جمله سازی با کشفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشفت الشرطة تفاصيل جديدة بعد التحقيق مع الشهود.

پلیس پس از بازجویی از شاهدان عینی، جزئیات جدیدی را فاش کرد.

💡 کشفت الأشعة الطبية عن إصابة قديمة لم تكن واضحة سابقًا.

اسکن‌های پزشکی یک مصدومیت قدیمی را نشان داد که قبلاً مشخص نبود.

💡 کشفت المعلمة عن أسماء المتفوقين في نهاية الحصة.

معلم در پایان درس اسامی دانش‌آموزان برتر را اعلام کرد.

کلمات مرتبط