کشف
🌐 کشف
«کَشْف» یکی از واژههای مهم عربی است و به معنای «آشکار کردن، پرده برداشتن، نمایان ساختن، برملا کردن» میآید. از این ریشه، واژههایی مانند «کشف حقیقت»، «کشف راز» و «کشف بیماری» ساخته میشود. در اصطلاحات عرفانی هم «کشف» به نوعی شهود و آشکار شدنِ حقیقت در باطن اشاره دارد.
جمله سازی با کشف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جاء التقرير ليؤكد کشف الحقيقة بعد أشهر من الشكوك.
این گزارش پس از ماهها تردید، حقیقت را تأیید کرد.
💡 احتفظ الموظف بـ کشف بنکي داخل الملف المالي الخاص بالشركة.
کارمند یک صورتحساب بانکی را در پرونده مالی شرکت نگه داشته بود.
💡 أعلن الفريق الطبي کشف المرض في مراحله الأولى بعد الفحص الدقيق.
تیم پزشکی پس از معاینه دقیق اعلام کرد که این بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شده است.
💡 أرسلت الإدارة کشف بنکي إلى المحاسب لمراجعة العمليات بدقة.
اداره، صورتحساب بانکی را برای حسابدار ارسال کرد تا تراکنشها را به طور کامل بررسی کند.