کثيف
🌐 ضخیم
صفت (adjective)
📌 سنگین
📌 ضخیم
📌 متراکم
📌 شدید
📌 فشرده
📌 عظیم
📌 بوتهای
📌 سرسبز
جمله سازی با کثيف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وصلنا إلى غیطٍ كثيف قرب الوادي، وكانت الرؤية فيه صعبة للغاية في الصباح.
ما به بیشه ای انبوه نزدیک دره رسیدیم و صبح دید در آنجا بسیار دشوار بود.
💡 انتبهت السائحة إلى أن الدخان كثيف هنا، فطلبت من الدليل أن يغيّر المسار فورًا.
توریست متوجه شد که دود اینجا غلیظ است، بنابراین از راهنما خواست که فوراً مسیرش را تغییر دهد.
💡 بعد الظهر، تراكم غیم كثيف فوق الجبال، وأصبح الهواء أكثر برودة ورطوبة.
بعد از ظهر، ابرهای ضخیمی بر فراز کوهها جمع شدند و هوا سردتر و مرطوبتر شد.
💡 كان الضباب كثيف هذا الصباح، فتأخرت السيارات في الطريق.
امروز صبح مه غلیظ بود، بنابراین ماشینها در جاده معطل شدند.
💡 شعرنا بحرارة الجو رغم أن الدخان كان كثيف في المكان.
با وجود دود غلیظی که همه جا را فرا گرفته بود، گرمای هوا را حس میکردیم.