قميصا

🌐 پیراهن

شکلِ «قمیص» در حالتِ نکره و منصوب است و به معنی «یک پیراهن» یا «پیراهنی» می‌آید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیراهن

📌 تی‌شرت

📌 سویشرت

📌 جرسی

📌 بلوز

📌 تی

📌 تی‌شرت‌ها

جمله سازی با قميصا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رأيتُ طفلاً يرتدي قميصا أزرقَ في حديقة المدرسة صباحاً.

امروز صبح بچه‌ای را دیدم که پیراهن آبی پوشیده بود، در حیاط مدرسه.

💡 ‬وقد ارتدى كل واحد‬ ‫منهما قميصا نصف كم وفتح أزراره العلوية‪.

هر دو پیراهن آستین کوتاه پوشیده بودند و دکمه‌های بالایی آن را باز گذاشته بودند.

💡 ‬قميصا مخططًا بأكامم قصرية ونتأت كتل لحمية‬ ‫عىل ذراعيه كهضبات خلقت من رماد‪.

او پیراهنی راه راه با آستین کوتاه پوشیده بود و توده‌های گوشتی مانند تپه‌هایی که از خاکستر ساخته شده باشند، از بازوهایش بیرون زده بودند.

💡 اشترت الأمّ قميصا جديداً لابنها قبل موعد الحفلة المدرسية.

مادر قبل از جشن مدرسه برای پسرش یک پیراهن نو خرید.

💡 اشترى الموظف أبيض قميصا ليوم المقابلة الرسمية.

کارمند برای روز مصاحبه رسمی یک پیراهن سفید خرید.

💡 رأيتُ شابًا يرتدي أبيض قميصا في الحفل المسائي.

در مهمانی عصر، مرد جوانی را دیدم که پیراهن سفیدی پوشیده بود.

💡 علّقَ العاملُ قميصا نظيفاً على الحبل بعد انتهاء الغسل.

کارگر پس از پایان شستشو، یک پیراهن تمیز را روی طناب آویزان کرد.

کلمات مرتبط