قسرا
🌐 مجبور
قید (adverb)
📌 به زور
📌 به طور غیرارادی
📌 به زور و اجبار
📌 به طور اجباری
جمله سازی با قسرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا ينبغي أن يُدفَعَ أحدٌ قسرا إلى الاعترافِ بما لم يفعلْهُ.
هیچ کس نباید مجبور به اعتراف به کاری شود که انجام نداده است.
💡 دخول الغرفة، ونحن ننظر أولا قسرا حول النافذة.
با ورود به اتاق، ابتدا بیاختیار به اطراف پنجره نگاه میکنیم.
💡 قد يتم اخراج آلاف الأشخاص قسرا أو يعلقوا بين خطوط القتال.
هزاران نفر ممکن است به زور از محل درگیری خارج شوند یا بین خطوط نبرد گیر بیفتند.
💡 أُخْرِجَ الرجلُ قسرا من القاعةِ بعدَ أن أثارَ الفوضى.
این مرد پس از ایجاد مزاحمت، به زور از سالن بیرون رانده شد.
💡 غادرَ بعضُ السكانِ منازلَهم قسرا بسببِ الحربِ والدمارِ.
برخی از ساکنان به دلیل جنگ و ویرانی مجبور به ترک خانههای خود شدند.
💡 أعرف بعض الذين عادوا إلى سوريا؛ بعضهم قسرا وبعضهم طوعا.
من برخی را میشناسم که به سوریه بازگشتهاند؛ برخی به اجبار و برخی داوطلبانه.