قريب من

🌐 نزدیک

«قريب من» یعنی «نزدیک به» یا «نزدیک از نظرِ...». این ترکیب برای بیان نزدیکی مکانی، شباهت، یا تقریب و حدود به‌کار می‌رود؛ مثلاً «قريب من البيت» یعنی «نزدیکِ خانه» یا «در نزدیکی خانه».

حرف اضافه (preposition)

📌 نزدیک

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نزدیک به

جمله سازی با قريب من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أحب الناس أسلوبه العفوي في الحديث لأنه قريب من القلب.

مردم عاشق شیوه‌ی خودجوش صحبت کردن او بودند، چون به دل می‌نشیند.

💡 مرات قليلة فقط شعرتُ أنني قريب من تحقيق الهدف.

فقط چند بار احساس کردم که به رسیدن به هدف نزدیک شده‌ام.

💡 المشروع لم ينتهِ عن تماما، لكنه قريب من الإكمال.

این پروژه هنوز به طور کامل تکمیل نشده، اما به مراحل پایانی خود نزدیک شده است.

💡 منزلنا قريب من المدرسة، لذلك يذهب الأطفال صباحًا بسهولة دون تأخير.

خانه ما نزدیک مدرسه است، بنابراین بچه‌ها می‌توانند صبح‌ها به راحتی و بدون اینکه دیر شود، به آنجا برسند.

💡 وُجد منزل في الشارع الرئيسي مناسبًا جدًا لأنه قريب من الأسواق والمدارس.

خانه‌ای در خیابان اصلی بسیار مناسب یافت شد زیرا به بازارها و مدارس نزدیک بود.

💡 أريد أن اسالکم عن أفضل مطعم قريب من هنا.

می‌خواهم از شما در مورد بهترین رستوران نزدیک اینجا بپرسم.

💡 قال أحد الموظفين إن موقعو قريب من محطة القطار الرئيسية.

یکی از کارمندان گفت که محل کارش نزدیک به ایستگاه اصلی قطار است.

💡 ذهبتُ مع صديقتي إلى الطبيب، ثم تناولنا الغداء في مطعم قريب من العيادة.

من با دوستم به دکتر رفتم، سپس در رستورانی نزدیک کلینیک ناهار خوردیم.

💡 يفضّل كثير من الشباب العمل في مجال اجتماعي لأنه قريب من الناس.

بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند در حوزه‌های اجتماعی کار کنند، زیرا به مردم نزدیک‌تر است.

💡 نُقلت الطاولة من الفصل إلى اخر إلی مکان قريب من الباب.

میز از یک کلاس به کلاس دیگر، به مکانی نزدیک در، منتقل شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران