قبحه
🌐 زشتی او
«قبحه» یعنی «زشتیِ او» یا «ناپسندیِ آن». این واژه ترکیبی از «قبح» با ضمیر «ـه» است و برای اشاره به زشتیِ یک شخص، کار، حالت یا ویژگی بهکار میرود، بسته به اینکه ضمیر به چه چیزی برگردد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 زشتی آن
جمله سازی با قبحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وتموت أي ً َربَانُو :هل تريدون العودة لحاضركم مع قبحه لهذه الدرجة؟
و تو بمیر، ربانو: آیا میخواهی به زمان حال خود با تمام زشتیهایش برگردی؟
💡 لا يبرّر النجاح أبدًا قبحه إذا كان مبنيًا على الإساءة للناس.
موفقیت هرگز زشتی خود را توجیه نمیکند اگر بر پایه سوءاستفاده از مردم بنا شده باشد.
💡 شعر الأب بحزنٍ شديد عندما لاحظ قبحه في التعامل مع الجيران.
پدر وقتی متوجه رفتار زشت او با همسایه ها شد، بسیار غمگین شد.
💡 انتقد المدير قبحه في الردّ على الزملاء أمام الجميع.
مدیر از بیادبی او در پاسخ دادن به همکارانش در حضور همه انتقاد کرد.