قاضيا

🌐 قاضی

«قاضيا» شکلِ قاضی در حالت نصب یا به‌کاررفته به‌صورت منصوب است و در فارسی معمولاً همان قاضی معنا می‌شود. این واژه به شخصی اشاره دارد که اختیار داوری و صدور حکم در امور قضایی را دارد. بسته به جمله، «قاضيا» می‌تواند معنی «به‌عنوان قاضی» یا «یک قاضی» بدهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قاضی

📌 محاکمات هیئت منصفه

جمله سازی با قاضيا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬فلم يلبث هو كذلك أن امتثل لألمر ونصب قاضيا لم ترى عيني أعدل منه‪

او فوراً از دستور اطاعت کرد و قاضی‌ای را منصوب کرد که من هرگز مانند او را ندیده‌ام.

💡 وقف الرجل قاضيا بين الناس يشرح وجهة نظره بثقة وهدوء.

آن مرد در میان مردم به عنوان قاضی ایستاده بود و با اطمینان و آرامش، دیدگاه خود را توضیح می‌داد.

💡 ‫سمعته يخبر أمي أنه يعمل في المحكمة أظنه قاضيا‪

شنیدم که به مادرم گفت در دادگاه کار می‌کند؛ فکر کنم قاضی است.

💡 عاد الأب إلى البيت قاضيا أمور العائلة بعد يوم طويل من العمل.

پدر پس از یک روز طولانی کاری به خانه برگشت تا به امور خانواده رسیدگی کند.

💡 بقي قاضيا في المحكمة طوال ساعات الاستماع إلى أقوال الخصوم.

او در تمام ساعات شنیدن اظهارات طرفین مقابل، قاضی دادگاه باقی ماند.

کلمات مرتبط