في مشكلة

🌐 در مشکل

«مشكلة» یعنی «مشکل، مسئله». پس «في مشكلة» به معنی «در مشکل / درگیرِ مشکل بودن» یا «با مشکلی مواجه بودن» است. در عربی فصیح‌تر، گاهی می‌گویند «في مشكلةٍ» یعنی «در یک مشکل گرفتار است».

اسم (noun)

📌 مشکل

قید (adverb)

📌 در مشکل

صفت (adjective)

📌 در پریشانی

📌 به خاطر آن

جمله سازی با في مشكلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تصرف بحذر شديد مخافة الوقوع في مشكلة قانونية غير متوقعة.

با احتیاط شدید عمل کنید زیرا از گرفتار شدن در مشکلات قانونی غیرمنتظره می‌ترسید.

💡 قرارك المفاجئ قد تضعني في مشكلة كبيرة مع الفريق.

تصمیم ناگهانی شما می‌تواند من را در تیم به دردسر بزرگی بیندازد.

💡 يتورط في مشكلة كبيرة عندما يوقّع العقد من دون قراءة الشروط بعناية.

او وقتی بدون مطالعه دقیق مفاد قرارداد، آن را امضا می‌کند، دچار مشکل بزرگی می‌شود.

💡 أنا في مشكلة مع المدير بسبب تأخري المتكرر هذا الأسبوع.

به خاطر تاخیرهای مکررم در این هفته، با مدیر مشکل دارم.

💡 أنا في مشكلة لأن هاتفي ضاع في الطريق إلى الجامعة.

من تو دردسر افتادم چون گوشیم رو تو راه دانشگاه گم کردم.

💡 حذر الطبيب من أنه سيقع في مشكلة صحية إن استمر بإهمال النوم.

پزشک هشدار داد که اگر به بی‌توجهی به خواب ادامه دهد، دچار مشکل سلامتی خواهد شد.

کلمات مرتبط