فعرفته
🌐 من او را شناختم
«فعرفته» یعنی «پس او را شناخت» یا «پس آن را شناخت». در اینجا ضمیر «ـه» به مفعول اشاره دارد و فعل، عمل شناختنِ یک شخص یا چیز را بیان میکند. بسته به سیاق، میتواند معنای «او را بازشناخت» یا «آن را تشخیص داد» نیز بدهد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 شناخته شده
جمله سازی با فعرفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فعرفته من ابتسامته الهادئة عندما دخل إلى القاعة متأخرًا.
وقتی با تأخیر وارد سالن شد، از لبخند آراماش او را شناختم.
💡 فعرفته الشرطة من وصف الشهود بعد الحادث مباشرة.
پلیس بلافاصله پس از حادثه، او را از روی توصیفات شاهدان شناسایی کرد.
💡 فعرفته المرأة رغم مرور السنين لأن ملامحه لم تتغير كثيرًا.
زن با وجود گذشت سالها او را شناخت، زیرا چهرهاش تغییر زیادی نکرده بود.