فراز

🌐 فراز

«فراز» در فارسیِ رایج به معنای «بالا، برآمدگی، بخش بلند، و نیز دوره یا جمله‌ای از متن» است؛ در عربی نیز به‌صورت نزدیک، معنای «بلندی، مرتفع بودن، بالا آمدن» را القا می‌کند و در متون فارسی بسیار پرکاربرد است.

اسم (noun)

📌 هالر

جمله سازی با فراز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنى الرعاةُ خيمةً قربَ فراز المرتفعِ ليستفيدوا من الهواءِ الباردِ.

چوپانان برای استفاده از هوای خنک، چادری در نزدیکی نقطه مرتفع برپا کردند.

💡 صعدَ المتسلقُ إلى فراز الجبلِ بعدَ ساعاتٍ من السيرِ الشاقِّ.

کوهنورد پس از ساعت‌ها پیاده‌روی طاقت‌فرسا به قله کوه رسید.

💡 كل فراز مُصمم لاستيعاب أنواع مختلفة من الحبوب والبذور.

هر جداکننده برای جای دادن انواع مختلف غلات و دانه‌ها طراحی شده است.

💡 استثمرنا في فراز جديد لمزرعتنا العضوية لزيادة سرعة المعالجة.

ما برای افزایش سرعت پردازش، روی یک جداکننده جدید برای مزرعه ارگانیک خود سرمایه‌گذاری کردیم.

💡 وقفَ المصورُ عندَ فراز التلِّ ليلتقطَ منظرَ الغروبِ الجميلِ.

عکاس در بالای تپه ایستاده بود تا منظره زیبای غروب خورشید را ثبت کند.

کلمات مرتبط