فدر
🌐 فدر
این واژه در عربی معیار بسیار رایج و روشن نیست و ممکن است بهصورت نادر، محلی، یا بخشی از واژهای دیگر آمده باشد. بدون زمینه، معنای قطعی نمیتوان داد؛ ممکن است با ریشههایی مانند «قدر» یا صورتهای مشابه اشتباه گرفته شده باشد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فودراکرز
جمله سازی با فدر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان فدر الماء من السد كافيًا لريّ الحقول في الصيف.
حجم آب سد برای آبیاری مزارع در تابستان کافی بود.
💡 احتاج المصنع إلى فدر ٍ إضافي من الكهرباء لتشغيل الآلات طوال الليل.
کارخانه برای روشن نگه داشتن ماشینآلات در طول شب به برق اضافی نیاز داشت.
💡 زاد فدر الثلج على الجبال، فصارت الطرق أكثر صعوبة.
برف در کوهها بیشتر شده و رفت و آمد در جادهها را دشوارتر کرده است.