فخيل

🌐 فخیل

این واژه نیز در عربی معیار چندان شایع نیست و ممکن است شکل متفاوت یا نادر از واژه‌ای دیگر باشد. اگر به ریشه‌های نزدیک مانند «فحل» یا صورت‌های محلی مربوط باشد، ممکن است معنای نیرومند، درشت، یا در برخی لهجه‌ها نام یک چیز / فرد خاص داشته باشد؛ اما بدون بافت، معنای دقیق آن روشن نیست.

جمله سازی با فخيل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقف الحارس يراقب فخيل ًا أسودَ عند مدخل المزرعة القديمة.

نگهبان در ورودی مزرعه قدیمی ایستاده بود و اسب سیاهی را تماشا می‌کرد.

💡 رأى المسافر فخيل ًا يركض في الصحراء قرب القافلة.

مسافر اسبی را دید که در بیابان نزدیک کاروان می‌دوید.

💡 كان الأطفال يصفقون عندما مرّ فخيل جميل في سباق القرية.

بچه‌ها داشتند دست می‌زدند وقتی اسب زیبایی در مسابقه‌ی اسب‌دوانی روستا از آنجا رد می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران