فخم
🌐 لوکس
اسم (noun)
📌 بوتیک
صفت (adjective)
📌 لوکس
📌 با شکوه
📌 بزرگ
📌 کاخ مانند
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 زیبا
جمله سازی با فخم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحوّل الحي القديم بعد بناء منزل فخم جديد فيه إلى مكان أكثر جذبًا للزوار.
این محله قدیمی پس از ساخت یک خانه لوکس جدید در آنجا، به مکانی جذابتر برای بازدیدکنندگان تبدیل شده است.
💡 زار الضيوف منزل فخم ًا في ضاحية المدينة، وقد أُعجبوا بتصميمه الداخلي الأنيق.
مهمانان از خانهای مجلل در حومه شهر بازدید کردند و تحت تأثیر طراحی داخلی زیبای آن قرار گرفتند.
💡 جلس في مكتب فخم يطل على المدينة من الطابق العاشر.
او در دفتر مجللی نشسته بود که از طبقه دهم مشرف به شهر بود.
💡 سكنَتِ العائلةُ في بيتٍ فخم يطلُّ على البحرِ مباشرةً.
این خانواده در خانهای مجلل با چشمانداز مستقیم به دریا زندگی میکردند.
💡 اشترت العائلة بيت كبير فخم بعد سنوات من الادخار والعمل.
این خانواده پس از سالها پسانداز و کار، خانهای بزرگ و مجلل خریدند.
💡 اشترى الرجل منزلًا فخم التصميم في حيّ هادئ وقريب من الخدمات.
آن مرد خانهای با طراحی لوکس در محلهی آرامی نزدیک به خدمات شهری خرید.
💡 اشترى المديرُ مكتبًا فخم ًا ليستخدمهُ في استقبالِ العملاء.
مدیر یک دفتر مجلل خرید تا از آن برای پذیرش مشتریان استفاده کند.
💡 يعيش التاجر في بيت كبير فخم يطل على البحر مباشرة.
تاجر در خانهای بزرگ و مجلل مشرف به دریا زندگی میکند.
💡 دخلَ الضيوفُ إلى قاعةٍ فخم ةٍ مزينةٍ بالثرياتِ الذهبيةِ.
مهمانان وارد سالن مجللی شدند که با لوسترهای طلایی تزئین شده بود.