فجوة
🌐 شکاف
اسم (noun)
📌 شکاف
📌 تقسیم کردن
📌 سوراخ
📌 خلیج
📌 حفره
📌 وقفه
جمله سازی با فجوة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اعترف المدرب بالهزيمة بعد أن أظهرت نتيجة الشوط الأول فجوة واضحة.
مربی پس از اینکه نتیجه نیمه اول اختلاف فاحشی را نشان داد، شکست را پذیرفت.
💡 إذ أجد نفس ي بائسة أتجه إلى دفاتري وأقالمي ألغلق فجوة تلك ألاحالم املحطمة
در حالی که خودم را بدبخت میبینم، به دفترچهها و خودکارهایم روی میآورم تا شکاف آن رویاهای برباد رفته را پر کنم.
💡 كموا كانت هنا فجوة ضخمة بصدره انتزع قلبه من خاللها.
شکاف بزرگی در سینهاش ایجاد شده بود که قلبش از آن بیرون کشیده شده بود.
💡 هنالك فجوة كبيرة بين السنوات في تاريخ هذا الصنم
بین سالهای تاریخ این بت، فاصله زیادی وجود دارد.
💡 ولكنها ستبدو وكأنها فجوة مختلفة قليالً عن تلك االفكار التي غرستها اجتماعات الدوائر األدبية
اما به نظر میرسد این شکاف کمی متفاوت از ایدههایی است که توسط جلسات حلقههای ادبی القا میشود.
💡 هناك فجوة كبيرة بداخلي كوسع ثقب اآلزون او ربما اكبر حجما!
درون من شکاف بزرگی وجود دارد، به پهنای سوراخ لایه اوزون، یا شاید حتی بزرگتر!