فبکی
🌐 او گریه کرد.
از «بکی» یعنی «گریست» یا «اشک ریخت»؛ این صورت معمولاً بهمعنای «پس گریست» در سیاق روایی میآید.
جمله سازی با فبکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فبكى الطفلُ عندما فقدَ لعبتَهُ المفضلةَ في الحديقةِ.
کودک وقتی اسباببازی مورد علاقهاش را در پارک گم کرد، گریه کرد.
💡 فبكى الرجلُ بصمتٍ بعدَ أن تلقّى خبرًا حزينًا من المستشفى.
مرد پس از دریافت خبر غم انگیز از بیمارستان، بی صدا گریه کرد.
💡 فبكى الشاعرُ تأثرًا بالمشهدِ الذي رآهُ في المسرحِ.
شاعر، متأثر از صحنهای که در تئاتر دیده بود، گریست.