فٱنبجست
🌐 سپس فوران کرد
این واژه از ریشه «ب ج س» و بهمعنی «جوشیدن، فوران کردن و بیرون جهیدن آب» است. «فٱنبجست» یعنی «پس جوشید» یا «آب از آن شکافت و بیرون آمد». این فعل معمولاً برای توصیف جاریشدن آب از یک منبع، سنگ، یا شکاف بهکار میرود و تصویری از بیرونزدن ناگهانی و روان شدن آب میدهد.
جمله سازی با فٱنبجست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد الحفر الطويل فٱنبجست عين صغيرة ففرح بها أهل القرية كثيرًا.
پس از یک حفاری طولانی، چشمه کوچکی جوشید و مردم روستا از این بابت بسیار خوشحال بودند.
💡 في الصباح الباكر فٱنبجست نافورة الماء في الساحة العامة أمام الناس.
صبح زود، چشمه آبی در میدان عمومی شهر، در مقابل دیدگان مردم، فوران کرد.