فٱلتقمه

🌐 پس قورتش بده

این فعل از ریشهٔ «لَقِمَ» یا «ٱلتَقَمَ» است و معنای آن «او را بلعید، فرو برد، در خود فرو گرفت» می‌باشد. این واژه معمولاً برای بلعیدن کامل چیزی، مخصوصاً با شدت و یکباره، به کار می‌رود. در کاربردهای تصویری، می‌تواند نشان‌دهندهٔ فروبردن، نابود کردن یا در بر گرفتن کامل نیز باشد.

جمله سازی با فٱلتقمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصفَ الراوي المشهدَ قائلاً: اقتربَ الحيوانُ الجائعُ حتى كادَ أن فٱلتقمه دفعةً واحدةً.

راوی صحنه را توصیف کرد و گفت: حیوان گرسنه نزدیک شد تا اینکه نزدیک بود او را درسته ببلعد.

💡 في الحكايةِ القديمةِ، خرجَ حوتٌ ضخمٌ من البحرِ وكادَ أن فٱلتقمه بسرعةٍ مذهلةٍ.

در داستان قدیمی، نهنگی عظیم از دریا بیرون آمد و با سرعتی شگفت‌انگیز تقریباً او را بلعید.

💡 في الفيلمِ الوثائقيِّ، ظهرَ سمكٌ كبيرٌ وهو يحاولُ أن فٱلتقمه داخلَ المياهِ العميقةِ.

در این مستند، یک ماهی بزرگ در حال تلاش برای بلعیدن او در آب‌های عمیق ظاهر شد.

کلمات مرتبط