غير ضروري

🌐 غیر ضروری

این عبارت به معنای «غیرضروری» یا «لازم نیست» است. برای چیزهایی به‌کار می‌رود که وجودشان الزامی نیست و حذفشان لطمه‌ای به کار اصلی نمی‌زند. مثلاً هزینه‌های غیرضروری، خرج‌هایی هستند که می‌توان بدون آنها هم زندگی یا کار را ادامه داد.

صفت (adjective)

📌 غیر ضروری

📌 زائد و اضافی

📌 بی‌مورد

📌 بی نیاز

📌 زائد

جمله سازی با غير ضروري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضع المزيد من القيود غير ضروري في هذه المرحلة من العمل.

اعمال محدودیت‌های بیشتر در این مرحله از کار غیرضروری است.

💡 ، هذا أمر غير ضروري حقاً لكن على الرحب والسعة

این واقعاً غیرضروری است، اما خواهش می‌کنم.

💡 وعظ الجار المتكرر حول تحسين المنزل كان غير ضروري ومثيرًا للإزعاج.

موعظه‌های مکرر همسایه در مورد بهسازی خانه غیرضروری و آزاردهنده بود.

💡 الشرح الطويل كان غير ضروري وأضاع وقت الحضور.

توضیحات طولانی غیرضروری بود و وقت شرکت‌کنندگان را تلف می‌کرد.

💡 في بعض الأحيان، كان حد البيانات يبدو مقيّدًا بشكل غير ضروري للمستخدمين الثقال.

گاهی اوقات، محدودیت داده برای کاربران پرمصرف، غیرضروری و دست و پاگیر به نظر می‌رسید.

💡 شراء هذه الأداة الآن غير ضروري لأن القديمة ما تزال تعمل جيدًا.

خرید این ابزار الان غیرضروری است، چون مدل قدیمی هنوز هم کاملاً خوب کار می‌کند.