غنج

🌐 عشوه گر

«غُنْج» به ناز و کرشمه، ادا و اطوارِ دلربایانه، یا رفتار همراه با جلوه‌گری و ناز اشاره دارد. این واژه معمولاً در توصیف حرکت‌ها یا سخن گفتنِ همراه با دلبری و لطافت به کار می‌رود. در فارسی نیز «غنج و ادا» به معنای ناز و کرشمه رایج است.

فعل (verb)

📌 نوازش کردن

📌 لاس زدن

جمله سازی با غنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تكلمت الطفلةُ بـ غنج ٍ بريءٍ جعل الجميع يبتسمون.

کودک با عشوه و ناز معصومانه‌ای صحبت می‌کرد که لبخند را بر لبان همه می‌آورد.

💡 ‫غنج العود رغم تاريخيته الشرقية الحزينة في يدك مستوى آخر اللمي‬ ‫والحنان الواسع لصوتك على كسور الدواخل يشفي.

عشوه عود، علیرغم تاریخ غم‌انگیز شرقی‌اش، در دست تو سطح دیگری است. لطافت و مهربانی بی‌کران صدای تو، شکستگی‌های درون را التیام می‌بخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران