غلي
🌐 جوشاندن
اسم (noun)
📌 جوشاندن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جوشانده شده
جمله سازی با غلي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الشاي غلي ًا جدًا، لذلك انتظر قليلًا قبل أن يشربه.
چای خیلی داغ بود، بنابراین کمی صبر کرد و بعد آن را نوشید.
💡 يحتاج الشاي إلى غلي مناسب كي يخرج طعمه متوازنًا غير مرٍّ.
چای باید به درستی جوشانده شود تا طعمی متعادل و غیر تلخ داشته باشد.
💡 أصبح الماء غلي ًا في القدر بعد دقائق قليلة من وضعه على النار.
چند دقیقه پس از قرار دادن قابلمه روی آتش، آب داخل آن به جوش آمد.
💡 تباهى بموقده المحمول الجديد الذي يمكنه غلي الماء في دقائق.
او اجاق گاز قابل حمل جدید خود را که میتوانست در عرض چند دقیقه آب را بجوشاند، به نمایش گذاشت.
💡 بدأ الماء غلي بسرعة داخل الإناء، فخفّضت الطباخة الحرارة حتى لا يفيض.
آب داخل قابلمه به سرعت شروع به جوشیدن کرد، بنابراین آشپز حرارت را کم کرد تا سرریز نشود.
💡 في صباح الشتاء، بدت الحساء غلي ة بسبب حرارة الموقد القريب.
در یک صبح زمستانی، به نظر میرسید سوپ به دلیل گرمای اجاق گاز نزدیک، در حال جوشیدن است.