غضروف

🌐 غضروف

«غضروف» واژه‌ای رایج‌تر است و در فارسی نیز به همان صورت به کار می‌رود و به معنای «بافت غضروفی، غضروف» است؛ یعنی مادهٔ نرم و انعطاف‌پذیری که در مفاصل و برخی بخش‌های بدن وجود دارد. در اصطلاح پزشکی و زیست‌شناسی، «غضروف» بخش مهمی از ساختار بدن است. بنابراین معنای دقیق آن در فارسی همان «غضروف» است.

جمله سازی با غضروف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شكا المريض من ألم شديد في الظهر، وتبيّن أنه يعاني من إنزلاق غضروف في الفقرة.

بیمار از درد شدید کمر شکایت داشت و مشخص شد که از بیرون زدگی دیسک در مهره رنج می‌برد.

💡 إذا كانت هناك حاجة إلى غضروف إضافي لزيادة الأنف، فإنه يتم تناوله غالبًا من الحاجز الأنفي للمريض.

اگر برای تقویت بینی به غضروف اضافی نیاز باشد، اغلب از تیغه بینی بیمار گرفته می‌شود.

💡 نصحه الطبيب بالراحة والعلاج الطبيعي بعد تشخيص إنزلاق غضروف في الفقرة.

پزشک پس از تشخیص بیرون‌زدگی دیسک در مهره‌ها، به او استراحت و فیزیوتراپی توصیه کرد.

💡 يشرحُ الأطباءُ عادةً أنَّ غضروف الرقبةِ قد يسببُ ألمًا يمتدُّ إلى اليدِ.

پزشکان معمولاً توضیح می‌دهند که فتق غضروف گردن می‌تواند باعث دردی شود که به دست‌ها انتشار می‌یابد.

💡 تعرّضَ غضروف الظهرِ لإجهادٍ بسببِ الجلوسِ الطويلِ أمامَ الحاسوب.

غضروف پشت به دلیل نشستن طولانی مدت جلوی کامپیوتر تحت فشار قرار گرفته بود.

💡 قالَ الطبيبُ إنَّ غضروف الركبةِ يحتاجُ إلى متابعةٍ دقيقةٍ خلالَ الأسابيعِ القادمة.

پزشک گفت که غضروف زانو در هفته‌های آینده نیاز به نظارت دقیق دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران