عکب

🌐 بعد از

«عکب» در عربی می‌تواند به معنای پاشنه یا پشتِ پا باشد و در برخی کاربردها نیز به عقب، دنباله یا پشت چیزی اشاره می‌کند. این واژه بسته به سیاق، ممکن است معنای مکانی یا تشریحی داشته باشد. در متون قدیم، گاهی به بخش انتهایی یا پشتِ یک چیز نیز اطلاق می‌شود.

جمله سازی با عکب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سار الفريق عکب القائد حتى وصل إلى الموقع المطلوب، ثم بدأ تنفيذ المهمة فورًا.

تیم تا رسیدن به محل مورد نظر، رهبر را دنبال کرد و سپس بلافاصله شروع به انجام مأموریت نمود.

💡 جلس الضيوف عکب بعضهم البعض في المجلس، وكان الحديث ينتقل من موضوعٍ إلى آخر بسهولة.

مهمانان یکی پس از دیگری در شورا نشستند و گفتگو به راحتی از موضوعی به موضوع دیگر تغییر می‌کرد.

💡 وقف الطفل عکب أمه في الصف، ثم أمسك بيدها حتى انتهت المعاملة بسرعة.

کودک پشت سر مادرش در صف ایستاد، سپس دست او را گرفت تا معامله به سرعت انجام شود.

کلمات مرتبط