عبء

🌐 بار

این واژه به معنی «بار»، «سنگینی»، «تکلیف»، یا «مسؤولیت» است. در عربی و فارسیِ رسمی، برای اشاره به چیزی که بر دوش فرد یا نهاد است، مانند «بار مالی»، «بار روانی» یا «مسؤولیت» به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 بار

📌 فشار

📌 تعهد

📌 وزن

📌 مسئولیت

📌 عوارض

📌 شارژ

جمله سازی با عبء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬كنت أتوق للتخرج‬ ‫حتى أعمل وأحمل مع أبي عبء األسرة‪.

مشتاق بودم فارغ‌التحصیل شوم تا بتوانم کار کنم و بار خانواده را با پدرم تقسیم کنم.

💡 لا ينبغي أن يتحول العمل المنزلي إلى عبء دائم على شخص واحد فقط.

کارهای خانه نباید به یک بار دائمی فقط برای یک نفر تبدیل شود.

💡 ساعدت المنحة الدراسية الطالب على تخفيف عبء الرسوم والمصاريف.

این بورسیه به دانشجو کمک کرد تا بار شهریه و هزینه‌ها را کاهش دهد.

💡 من الممكن أن تكون السلطة عبء الاحتراس واليقظة...

قدرت می‌تواند باری از احتیاط و هوشیاری باشد...

💡 أصبح عبء الديون ثقيلًا على الأسرة بعد انخفاض الدخل الشهري.

بار بدهی پس از کاهش درآمد ماهانه بر دوش خانواده سنگین شد.

💡 ‬فوضع رأسه عىل الوسادة مستعدا ملواجهة عبء يوم جديد‪.

سرش را روی بالش گذاشت، آماده بود تا با بار یک روز جدید روبرو شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران