العبء

🌐 بار

به معنی «بار»، «وزن سنگین»، «مسئولیت» یا «دِین و تکلیف» است. این واژه معمولاً برای چیزی به‌کار می‌رود که بر دوش انسان سنگینی می‌کند، چه به‌صورت مادی و چه معنوی؛ مانند بار مسئولیت یا فشار کاری.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بار

📌 تعهد

📌 وزن

📌 حجم کار

📌 کرنش

جمله سازی با العبء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحمل الأب ما يستطيع، ثم خفف بعض العبء عن کاهله عندما ساعده أبناؤه.

پدر تا جایی که می‌توانست تحمل کرد، سپس وقتی پسرانش به او کمک کردند، مقداری از بار را سبک‌تر کرد.

💡 تخف لا العبء على الموظفين إلا بعد إعادة توزيع المهام بشكل عادل.

تا زمانی که وظایف به طور عادلانه توزیع نشوند، بار مسئولیت کارمندان کاهش نخواهد یافت.

💡 التمست ُ من الإدارةِ تخفيفَ العبء عني بسبب الظروف العائلية الصعبة.

از مسئولین خواستم به دلیل شرایط سخت خانوادگی، بار مسئولیت را از دوشم بردارند.

💡 أصبح العبء اکثر علی الأسرة عندما ارتفعت التكاليف الطبية فجأة.

وقتی هزینه‌های پزشکی ناگهان افزایش یافت، بار خانواده بیشتر شد.

💡 في الأزمات، وَاصِرُوا على العمل الجماعي، لأن التعاون يخفف العبء على الجميع.

در مواقع بحرانی، بر همکاری با یکدیگر اصرار داشته باشید، زیرا همکاری بار مسئولیت را از دوش همه برمی‌دارد.

💡 أدت تغييرات الأسعار إلى زيادة العبء على كثير من الأسر.

افزایش قیمت‌ها، بار سنگینی را بر دوش بسیاری از خانواده‌ها گذاشته است.

💡 القانون الجديد ويخفف العبء عن الأسر ذات الدخل المحدود بشكل ملحوظ.

قانون جدید به طور قابل توجهی بار خانواده‌های کم‌درآمد را کاهش می‌دهد.

💡 تحاول الدولة بالسيطرة على الأسعار لتخفيف العبء عن المواطنين.

دولت در تلاش است تا قیمت‌ها را کنترل کند تا بار سنگینی از دوش شهروندان برداشته شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران